تاریخ مرا در محک امتحان قرار داده است می خواهد فداکاری مرا بسنجد. می خواهد شجاعت مرا بیازماید. اکنون پرچم خدایی به دست من سپرده شده است تا با طاغوت ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فداکاری امکانپذیر است.

خدایا! تو را شکر میکنم که با فقر‌ آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم.

خدایا! هدایتم کن زیرا میدانم گمراهی چه بلای خطر ناکی است.خدایا! هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا میدانم ظلم چه گناه نا بخشودنی است.

خدایا! نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است.خدایا! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.

خدایا! ارشادم کن که بی انصافی نکنم؛ زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا! راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

نا امیدم دیگر آرزویی ندارم و احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع میکنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.


X